سیدنورالدین رضوی زاده
چکیده
این پژوهش به مطالعه دیالکتیک عاطفی در زیستجهان دوگانه معاصر میپردازد و الگوهای تعاملی و تجربیات احساسی کاربران را در تقاطع فضای فیزیکی و دیجیتال واکاوی میکند. روششناسی پژوهش از نوع کیفی است و ...
بیشتر
این پژوهش به مطالعه دیالکتیک عاطفی در زیستجهان دوگانه معاصر میپردازد و الگوهای تعاملی و تجربیات احساسی کاربران را در تقاطع فضای فیزیکی و دیجیتال واکاوی میکند. روششناسی پژوهش از نوع کیفی است و جامعه موردبررسی را کاربران جوان تهرانی (18 تا 35 سال) تشکیل میدهند. نمونهها با استفاده از شیوه نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. حجم نمونه با ملاک اشباع نظری 15 نفر تعیین گردید. برای گردآوری دادهها از شیوه مصاحبه نیمه ساختیافته استفاده گردید و دادهها با بهرهگیری از روش تحلیل مضمونی مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفتند. یافتههای پژوهش آشکار میسازد که دوگانگی فضای واقعی-مجازی منجر به شکلگیری نوعی شکاف عاطفی میشود که در آن، تجربیات احساسی در فضای دیجیتال، علیرغم سطحیتر و گذراتر بودن، تأثیرات ژرفی بر ساختار روانشناختی کاربران میگذارند. محدودیتهای ذاتی ارتباطات دیجیتال، مانند فقدان نشانههای غیرکلامی و بازنماییهای ایدهآلسازی شده، منجر به پیدایش الگوهای متمایزی از مدیریت عاطفی میشود که در آن، کاربران بهطور فعال از راهبردهای متنوع تنظیم هیجان همچون بازسازی شناختی، سرکوب عواطف منفی و انتخاب موقعیت بهره میگیرند. این مطالعه با ارائه چارچوبی نظری برای درک پویاییهای عاطفی در عصر دیجیتال، پیامدهای روانشناختی و اجتماعی زیست در فضای دوگانه را تبیین میکند و راهکارهایی برای ارتقای کیفیت تعاملات آنلاین، کاهش آسیبهای روانی-اجتماعی ناشی از شکافهای عاطفی و مقایسههای اجتماعی در بستر شبکههای مجازی پیشنهاد میدهد. دستاوردهای این پژوهش میتواند در حوزههای روانشناسی دیجیتال، مطالعات ارتباطی، سیاستگذاریهای فضای مجازی و برنامهریزیهای فرهنگی کاربرد داشته باشد.