دوره و شماره: دوره 11، شماره 44، زمستان 1404، صفحه 328-1 
تعداد مقالات: 8
تحلیل موقعیت‌های بلاغی در محیط‌های پیرابازی بازی‌های برخط درون‌پرداخت: مطالعه موردی «بازم بازی»

تحلیل موقعیت‌های بلاغی در محیط‌های پیرابازی بازی‌های برخط درون‌پرداخت: مطالعه موردی «بازم بازی»

صفحه 41-1

https://doi.org/10.22054/nms.2026.84950.1824

آرین طاهری، علی‌اصغر کیا، مسعود کوثری

چکیده بازی‌های رایانه‌ای برخط درون‌پرداخت، یکی از موفق‌ترین انواع بازی‌های رایانه‌ای تجاری هستند. آن‌ها با روش‌های مختلفی، کاربران خود را تدریجاً همبود و آن‌ها را سازمان‌دهی می‌کنند. در این تحقیق، ابزارها و شیوه‌های همبودسازی بازیکنان به‌واسطه طراحی موقعیت‌های بلاغی در بخش‌های مختلف این بازی‌ها را با استفاده از چهارچوب نظری و روش‌شناختی «نمایش‌گرایی» واکاوی کردیم. هدف ما درک این مسئله بود که موقعیت‌های بلاغی طراحی‌شده در جهان مجازی بازی، چه نوع انگیزه‌هایی برای تشکیل همبودگاه‌های گوناگون در کاربران ایجاد می‌کنند‌. با اتکا به مفهوم «دایره جادویی» بازی از یوهان هویزنگا و خوانش یان بوگوست از این مفهوم، موقعیت‌های بلاغی در جهان بازی را در سه ساحت پیشابازی، پیرابازی و درون‌بازی دسته‌بندی کردیم؛ سپس با مفروض گرفتن سرشتی متخلخل برای دایره جادوییِ جهان بازی در برقراری ارتباط مستمر با جهان واقعی، بر تحلیل موقعیت‌های بلاغی طراحی‌شده در «محیط‌های پیرابازی» متمرکز شدیم. محیط‌های پیرابازی در بازی‌های رایانه‌ای برخط درون‌پرداخت، محیط‌هایی بیرون از جریان اصلی بازی هستند که به‌طور هم‌زمان واجد ویژگی‌هایی مربوط و وابسته به اقتضائات جهان واقعی و نظام رویه‌ای بازی‌اند. به‌منظور ارائه نمونه‌ای برای تحلیل موقعیت‌های بلاغی در محیط‌های پیرابازی، بازی «بازم بازی» را به‌منزله مطالعه موردی انتخاب کردیم. نتایج این تحقیق نشان داد که در طراحی موقعیت‌های بلاغی محیط‌های پیرابازی «بازم بازی» ایجاد نوعی انگیزه‌های شبه‌عرفانی، در نفی دوگانگی میان جهان واقعی و جهان مجازی بازی و همچنین میان هویت واقعی (به‌مثابه بازی‌باز) و هویت مجازی (به‌منزله بازیکن) بر انگیزه‌های ایدئالیستی، واقع‌گرایانه، ماده‌گرایانه و عمل‌گرایانه تفوق دارد.

شناسایی انگیزه کاربرانِ خودجلوه‌گر به‌وسیله‌ی حجاب در فضای اینستاگرام – مورد مطالعه حجاب‌اساتیلیست ها و بلاگرهای خانه‌داری

شناسایی انگیزه کاربرانِ خودجلوه‌گر به‌وسیله‌ی حجاب در فضای اینستاگرام – مورد مطالعه حجاب‌اساتیلیست ها و بلاگرهای خانه‌داری

صفحه 76-42

https://doi.org/10.22054/nms.2026.83703.1799

محسن مسعودیان

چکیده پدیده خودجلوه‌گری با حجاب در فضای اینستاگرام، یکی از تناقضات جدید در هویت‌یابی دیجیتال در جوامع اسلامی محسوب می‌شود. برخی کاربران از حجاب، نه‌تنها به‌عنوان نمادی دینی، بلکه به‌عنوان ابزاری برای جلب‌توجه، تبلیغات و کسب درآمد استفاده می‌کنند. این پژوهش با رویکرد کیفی و استفاده از تحلیل تماتیک، به بررسی انگیزه‌های کاربران محجبه خودجلوه‌گر در اینستاگرام پرداخته است. داده‌ها از طریق ۲۵ مصاحبه عمیق نیمه‌ساختاریافته با کاربران فعال در حوزه «حجاب استایلینگ» و «بلاگری سبک زندگی» گردآوری شده‌اند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که چهار انگیزه اصلی در این پدیده نقش دارند: ۱) انگیزه‌های اقتصادی: کسب درآمد از تبلیغات، افزایش فالوور و همکاری با برندهای مرتبط با حجاب.۲) انگیزه‌های اجتماعی: جلب‌توجه، کسب تأیید اجتماعی و ایجاد هویت دیجیتال.۳) انگیزه‌های هویتی: بازتعریف حجاب به‌عنوان یک عنصر مدرن و ارتقای هویت فرهنگی.۴) انگیزه‌های رقابتی: رقابت با سایر بلاگرها و تولید محتوای متمایز برای جلب مخاطب. این یافته‌ها نشان می‌دهند که فضای مجازی در بازتعریف نمادهای دینی و فرهنگی نقش بسزایی دارد. نتایج پژوهش می‌تواند به سیاست‌گذاران فرهنگی در تدوین راهکارهایی برای مدیریت این پدیده کمک کند.

مطالعه شیوه‌های ارتباط هواداران زن با سوییت هوم بلاگرهای اینستاگرام

مطالعه شیوه‌های ارتباط هواداران زن با سوییت هوم بلاگرهای اینستاگرام

صفحه 115-77

https://doi.org/10.22054/nms.2025.79338.1694

سمیه شالچی، فاطمه نوروزی

چکیده سال‌هاست اینستاگرام، توانسته پرچم‌دار محبوبیت بین کاربران دنیا و به‌طور خاص ایرانیان باشد. در این پژوهش توجه ما به‌طور ویژه بر مخاطبان زن سوییت هوم بلاگرهای اینستاگرامی بوده است، نخست به این پرسش پرداختیم که رابطه‌ی بین سوییت هوم بلاگر و هوادار توسط مخاطب چگونه تعریف می‌شود؟ سپس محتوای صفحه در نگاه هوادار چگونه درک و فهم می‌شود؟ در این پژوهش از روش کیفی بهره جستیم و با استفاده از مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته با 21 نفر از زنانی که مخاطبان فعال پنج صفحه‌ی سوییت هوم اینستاگرامی بودند، به گفتگو نشستیم. با کمک تحلیل تماتیک داده‌های حاصل‌شده به پنجتم اصلی رسیدیم. در اولینتم به وجود نوعی بی‌اعتمادی گاهی عمیق نسبت به محتوایی که بلاگر تولید می‌کند دست یافتیم. درتم‌های بعدی در رابطه با بلاگر هواداران، به تأثیر حضور هواداران بر روند تولید محتوای بلاگرها و قدرت پنهان آن‌ها در جهت‌دهی به مسیر صفحات سوییت هوم پرداختیم. به‌طوری‌که مخاطب خود را عضوی از یک خانواده‌ی بزرگ‌تر بداند. نتایجی که به دست آمد نشان‌گر این بود که هواداران سوییت هوم بلاگرها، نه‌فقط یک عدد تحت عنوان فالوور و یا منفعلانی که فقط محتوا را مصرف می‌کنند هستند، بلکه کنشگرانی تأثیرگذار و آگاه‌اند و به نقششان در میدان موردنظر کم‌وبیش اشراف دارند. این حقیقت استخراج شد که هوادار و مخاطب کنونی، پذیرای هر نوع از محتوای تولیدشده نیست، بلکه به‌صورت پنهان، یک رابطه‌ی دوسویه با بلاگر دارد و حتی آمرانه محتوایی که می‌خواهد را مطالبه می‌کند.

مطالعه ساختار و روند انتشار محتواهای مرتبط با هویت جنسی در توییتر (ایکس) فارسی

مطالعه ساختار و روند انتشار محتواهای مرتبط با هویت جنسی در توییتر (ایکس) فارسی

صفحه 154-117

https://doi.org/10.22054/nms.2025.83405.1787

سبحان یحیائی، میلاد عبداللهی

چکیده این پژوهش باهدف شناسایی شبکه­های ارتباطی شکل‌گرفته در ارتباط با هویت جنسی و روند انتشار محتواهای مرتبط با هویت جنسی در شبکه اجتماعی توییتر در بازه زمانی 1 فروردین 1402 تا 19 مرداد 1403 طراحی و اجرا شده است. برای دستیابی به اهداف پژوهش، از دو روش تحلیل کلان داده با استفاده از نرم­افزار بصری­سازی گفی و روندپژوهی استفاده شده است که نتایج این دو روش تعداد 78 خوشه شناسایی شده است و نشان می­دهد داده­ها دارای 9361 نود، 11454 یال، ماژولاریتی مقدار 0.858 بوده است. همچنین در روش روندپژوهی در بازه زمانی مشخص‌شده 9 موج رسانه­ای شناسایی شد. نظریه­ای که برای تحلیل یافته­ها مورداستفاده قرار گرفته است، نظریه جامعه شبکه­ای مانوئل کاستلز بوده است و بر اساس گفته کاستلز دراین‌باره در نظریه جامعه شبکه­ای می­توان گفت که شبکه­ی اجتماعی توییتر، بستر را برای شکل­گیری فضای جدید برای بازنمایی خود گروه­های اقلیت جنسی ایجاد کرده است و با استفاده از این بستر، اقلیت­های جنسی جامعه­های کوچک و هم­فکر را به وجود آورده­اند تا با استفاده از آن به بازنمایی و انتشار تجربیات خود بپردازند. این امر موجب می­شود که از مرکز فاصله بگیرند و به‌وسیله‌ی برقراری ارتباط در فضای دیجیتال با دیگر کاربران متصل شوند و شبکه­هایی را بر اساس علایق و باورهای خود تشکیل دهند و در جوامع کوچک تشکیل‌شده از هنجارهای غالب در جامعه دور شوند و در بستری با امنیت بیشتر به بازنمایی خود بپردازند.

طراحی و اعتبارسنجی الگوی دیپلماسی رسانه‌ای نوین جهت رضایت‌مندی جامعه از سازمان صداوسیما

طراحی و اعتبارسنجی الگوی دیپلماسی رسانه‌ای نوین جهت رضایت‌مندی جامعه از سازمان صداوسیما

صفحه 193-155

https://doi.org/10.22054/nms.2026.84101.1808

سید فضل الله قاضوی، محمد رضا رسولی، علی گرانمایه پور

چکیده مطالعه حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی الگوی دیپلماسی رسانه‌ای نوین جهت رضایت‌مندی جامعه از سازمان صداوسیما انجام شد. این مطالعه از نظر هدف یک تحقیق کاربردی-توسعه‌ای است و از نظر شیوه گردآوری داده‌ها یک تحقیق توصیفی است با رویکرد پیمایش مقطعی می‌باشد. برای دستیابی به هدف از طرح تحقیق آمیخته اکتشافی استفاده گردید. جامعه مشارکت‌کنندگان شامل خبرگان نظری (اساتید مدیریت رسانه و مدیریت دولتی) و خبرگان تجربی (مدیران سازمان صداوسیما) است. برای نمونه‌گیری از روش نمونه‌گیری نظری استفاده شد و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. در نهایت از دیدگاه 22 نفر از خبرگان مشارکت کردند. در بخش کمی نیز از دیدگاه سازمان صداوسیما استفاده شد و اندازه نمونه با روش تحلیل توان 130 نفر برآورد گردید. نمونه‌گیری بخش کمی با روش طبقه‌ای-تصادفی صورت پذیرفت. برای تحلیل داده‌ها در بخش کیفی از روش گراندد تئوری با نرم‌افزار Maxqda و در بخش کمی از روش حداقل مربعات جزئی با نرم‌افزار Smart PLS استفاده گردید. براساس مدل پارادایمی پژوهش مشخص گردید شرایط علی (همسویی رسانه ملی با پلتفرم‌های جهانی، سواد رسانه‌ای و مخاطب‌محوری) بر پدیده محوری (محصول رسانه ملی) تاثیر می‌گذارند. پدیده محوری، شرایط بسترساز (زیرساخت‌های فناورانه رسانه ملی) و شرایط مداخله‌گر (مخاطب‌گریزی) بر راهبردها و اقدامات ( دیپلماسی رسانه‌ای نوین) اثرگذارند. در نهایت راهبردها و اقدامات منجر به حصول پیامدها ( جلب رضایت جامعه، بهره‌وری رسانه ملی و توسعه ارتباطات ملی و بین‌المللی) می‌شوند.

زمینه ها و پیامدهای درگیری با بازی‌های رایانه‌ای در بین دانشجویان: پژوهشی با رویکرد نظریه داده بنیاد

زمینه ها و پیامدهای درگیری با بازی‌های رایانه‌ای در بین دانشجویان: پژوهشی با رویکرد نظریه داده بنیاد

صفحه 244-195

https://doi.org/10.22054/nms.2026.78920.1689

محمد تقی عباسی شوازی، غزل آریایی گهر، محمد تقی ایمان، علی شریفی

چکیده امروزه بازی‌های رایانه‌ای به بخشی از تجربه‌های روزمره و تأثیرگذار در زندگی تحصیلی و اجتماعی دانشجویان جوان تبدیل شده‌اند. باوجوداین، اغلب مطالعات پیشین تحت سلطه رویکردهای اثبات‌گرایانه و روان‌شناختی بوده‌اند که در فهم پیچیدگی‍های معنایی، زمینه‌ای و فرهنگی تجربه بازی با محدودیت‌هایی مواجه‌اند. پژوهش حاضر با رویکردی کیفی و بهره‌گیری از روش نظریه داده‌بنیاد، در پی کشف و فهم فرآیندهای روانی، اجتماعی و فرهنگی‌ای است که در بستر تجربه زیسته دانشجویان از بازی‌های رایانه‌ای شکل می‌گیرد؛ با تمرکز بر نحوه درگیری با این بازی‌ها و پیامدهای آن در زندگی دانشجویان. داده‌ها، از طریق مصاحبه‌های عمیق با ۱۴ نفر از دانشجویان دانشگاه شیراز که از طریق نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شده‍اند، گردآوری شده ‌است. فرایند جمع‌آوری و تحلیل داده‌ها به‌صورت هم‌زمان صورت گرفته و شامل نمونه‌گیری نظری، مقایسه‌ی مستمر و یادداشت‌برداری بوده است. در تحلیل داده‌ها از کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد که درنهایت به شناسایی مقوله‌ی هسته با عنوان «خرده‌فرهنگ بازیکنان» و زیرمقوله‌های مرتبط انجامیده و درنهایت مدل پارادایمی ترسیم شده است. نتایج نشان داده‍اند بازی‌های رایانه‌ای برای دانشجویان ایرانی صرفاً ابزاری برای سرگرمی نیستند، بلکه بستری برای بازتعریف هویت، خلق معنا و تجربه‌ی تعلق در قالب خرده‍فرهنگی نوظهور هستند. «خرده‌فرهنگ بازیکنان» به پناهگاهی روانی–اجتماعی بدل شده و با بازسازی معنا در حاشیه ساختارهای رسمی، نوعی مقاومت نمادین در برابر هنجارهای دانشگاهی و خانوادگی فراهم می‌سازد و پیامدهای دوگانه شامل انزوای اجتماعی، افت تحصیلی و سلامت از یک‌سو، و افزایش توان ذهنی، خلاقیت و تعامل فرهنگی از سوی دیگر برای آنان دارد.

واکاوی وضعیت کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در حوزه آموزش (مورد مطالعه؛ ذی‌نفعان دانشگاه فرهنگیان کردستان )

واکاوی وضعیت کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در حوزه آموزش (مورد مطالعه؛ ذی‌نفعان دانشگاه فرهنگیان کردستان )

صفحه 286-245

https://doi.org/10.22054/nms.2026.54771.1034

نسیم عبداله زاده

چکیده پژوهش حاضر به بررسی وضعیت کاربرد فناوری و شاخص‌های وابسته به آن مانندِ نرم افزارها و سخت‌افزارها، فضاهای آموزشی این ابزارها، سامانه‌های آموزشی و پژوهشی در دانشگاه فرهنگیان کردستان پرداخته است. مسئله اصلی، فهم چندبعدی از ابعاد فناورانه، سازمانی، آموزشی و انسانی فاواست. چارچوب نظری پژوهش، تلفیقی از نظریه جامعه شبکه‌ای کاستلز، مدل پذیرش فناوری (TAM/UTAUT)، رویکرد یادگیری سازنده‌گرا و نظریه سیستمی آموزش است. از روش‌های تحلیل ثانویه بر مبنای 8 مقاله داخلی و خارجی( منتخب پس از بررسی33 مقاله) استفاده شد و روش تحلیل روایت مضمونی را به منظور درک سوژه‌ها از این ابعاد و درک معنایی پدیده، به کار بردیم در این راستا با 15 نفر از دانشجویان، کارمندان و اعضای هیئت علمی مصاحبه به عمل آمد. در بخش تحلیل ثانویه 6 شاخص انسانی، آموزشی و تربیتی، مدیریتی و بودجه‌ای، زیرساختی و تکنولوژیکی، فرهنگی-اجتماعی و سیاستگذاری استخراج شدند و در مرحله بعد چالش‌های هر کدام از ابعاد بصورت تبینی ذکر شدند. در بخش تحلیل روایت مضمونی ‌10 مقوله اولیه، 4 مقوله ثانویه و یک مقوله هسته‌ای استخراج شدند، نتایج پژوهش نشان می دهد دانشگاه فرهنگیان کردستان با چالش‌های جدی مواجه است و ادامه این روند دانشگاه را با چالش‌های آموزشی، پژوهشی و سازمانی مواجه خواهد کرد و روند توسعه نیافتگی و فاصله گیری از دانشگاه نسل چهارم تعمیق خواهد شد. در مجموع دانشگاه فرهنگیان با نوعی توسعه‌نیافتگی دیجیتال مواجه است رفع این شکاف مستلزم سیاست‌گذاری‌های فعال، سرمایه‌گذاری هدفمند در زیرساخت‌ها، ارتقای سواد اطلاعاتی کاربران و بازنگری در نگرش نهادی به مقوله فناوری اطلاعات در نهاد آموزش است.

دوسویگی فضای مجازی؛ مطالعه‌ای کیفی از مسئله فرزندآوری در بازنمایی‌های رسانه‌ای در شهر اصفهان

دوسویگی فضای مجازی؛ مطالعه‌ای کیفی از مسئله فرزندآوری در بازنمایی‌های رسانه‌ای در شهر اصفهان

صفحه 328-287

https://doi.org/10.22054/nms.2026.86315.1849

سحر رضائی، علی روحانی، عباس عسکری ندوشن، ملیحه علی مندگاری

چکیده با توجه به استمرار کاهش باروری و پیامدهای گسترده و دامنه‌دار آن در افق آینده، این مطالعه به بررسی نقش فضای مجازی در جهت‌دهی تصمیم زوجین به بی‌فرزندی و تک‌فرزندی پرداخته است. برای این منظور، با استفاده از رویکرد کیفی و روش‌شناسی نظریه زمینه‌ای با رهیافت نظام‌مند استراوس و کربین و نمونه‌گیری نظری، 30 مصاحبۀ عمیق در بازۀ زمانی فروردین تا مرداد 1403، با مشارکت‌کنندگان در بازۀ سنی 45-28 سال صورت گرفت. مصاحبه‌ها با 15 زوج بی‌فرزند (یکی از زوجین) که حداقل 3 سال از ازدواجشان می‌گذرد و 15 زوج تک‌فرزند (یکی از زوجین) که یک فرزند بالای 5 سال دارند و به‌طور ارادی تصمیم به تک‌فرزندی گرفته‌اند، انجام شد و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. گردآوری داده‌ها از طریق مصاحبه‌های عمیق و تحلیل آن‌ها براساس کدگذاری‌های باز، محوری و گزینشی صورت گرفت. یافته‌های پژوهش در قالب 85 مفهوم، 19 مقولۀ فرعی و 9 مقولۀ اصلی و یک مقولۀ هسته سازمان‌دهی شد. پدیدۀ مرکزی برآمده از تحلیل‌ها، «دوسویگی فضای مجازی» است. بر پایۀ یافته‌ها، شرایط علّی، مسئلۀ فضای مجازی و سبک زندگی می‌باشد. دغدغه‌های انباشته شرایط زمینه‌ای است و شرایط مداخله‌گر نیز ناکارآمدی سیاست‌گذاری‌ها است. استراتژی‌ها شامل تلقین‌پذیری از فضای مجازی، مسئلۀ اثرناپذیری از فضای مجازی و بی‌توجهی به نظر اطرافیان و پیامدها شامل کیفی‌نگری در فرزندآوری و اولویت زندگی روزمره بر فرزندآوری می‌باشند. مقولۀ هسته «نگرش‌ها و ترجیحات فرزندآوری در احاطۀ فضای مجازی» از مقوله‌های اصلی برساخت شد. در جامعه مدرن، فضای مجازی و گسترش آن یکی از عواملی است که باعث افزایش آگاهی شده و افزایش آگاهی موجب تعین عقل در تصمیم‌گیری‌ها ازجمله در فرزندآوری شده است.