دوره و شماره: دوره 9، شماره 35، پاییز 1402، صفحه 510-1 (تمامی مقالات این شماره پژوهشی هستند) 
تعداد مقالات: 13
تاثیر رسانه‌های نوین بر انسجام اجتماعی در مناطق کمتربرخوردار شهر تهران (مورد مطالعه: واتساپ)

تاثیر رسانه‌های نوین بر انسجام اجتماعی در مناطق کمتربرخوردار شهر تهران (مورد مطالعه: واتساپ)

صفحه 36-1

https://doi.org/10.22054/nms.2022.69020.1427

مهدی بیگدلو

چکیده توسعه رسانه‌های نوین به‌ویژه شبکه‌های اجتماعی تعاملی را می‌توان یکی از پدیده‌های ارتباطی دهه‌های اخیر در ایران و جهان دانست؛ رسانه‌هایی که با پررنگ نمودن نقش کاربران در روابط اجتماعی توانسته تغییرات محسوسی در حوزه فرهنگی، سیاسی و اقتصادی آنان ایجاد نماید؛ اما اینکه در کنار پررنگ شدن نقش کاربران، این شبکه‌ها در مناطق کمتر برخوردار که با شکاف‌های اجتماعی زیادی مواجه‌اند می‌توانند بر انسجام اجتماعی نیز تأثیرگذار باشند مسئله‌ای است که پژوهش حاضر باهدف پاسخ به آن انجام شده است. در میان شبکه‌های اجتماعی واتساپ یکی از پرکاربردترین شبکه‌های اجتماعی است که به‌واسطه ظرفیت بالای تعاملی و عدم فیلترینگ مورد استقبال کاربران ایرانی قرار گرفته و محقق به روش توصیفی- تحلیلی مبتنی بر پیمایش تأثیر آن را بر انسجام اجتماعی مناطق کمتر برخوردار شهر تهران در چارچوب نظری برنارد (1999) بررسی نموده است. با گردآوری نظرات جوانان کاربر واتساپ در مناطق کمتر برخوردار شهر تهران به روش گلوله برفی و تحلیل آماری داده‌ها با آزمون آماری پیرسون این نتیجه حاصل شد که استفاده از واتساپ با هر دو مؤلفه انسجام اجتماعی (پایبندی اجتماعی و برابری اجتماعی) رابطه مثبت و معناداری دارد و می‌تواند بر آن‌ها اثرگذار باشد. البته دراین‌بین در مؤلفه احساس برابری بیشتری رابطه را با احساس مشارکت و در مؤلفه پایبندی اجتماعی بیشترین رابطه را با احساس پذیرش دارد و نتوانسته بر احساس هم‌سطحی در این مناطق نیز تأثیری بگذارد؛ بنابراین در کنار تقویت نقش‌آفرینی فردی لازم است آثار انسجام‌بخشی این شبکه‌ نیز در سیاست‌گذاری‌های عمومی موردتوجه قرارگرفته و از این ظرفیت برای کاهش هزینه اجرای سیاست‌های فرهنگی- اجتماعی بهره لازم برده شود.

قالب های رایج و نوع گفتمان شایعه سازی در فضای مجازی

قالب های رایج و نوع گفتمان شایعه سازی در فضای مجازی

صفحه 76-37

https://doi.org/10.22054/nms.2024.69343.1449

غلامرضا کمری، عباس اسدی، امیرحسام اسحاقی

چکیده شبکه های اجتماعی (پلتفرم های موبایلی) شبکه ی ارتباطی فراگیر و غیر رسمی است از این رو بستر مناسبی برای تولید و انتشار قابل توجهی از شایعه می باشد که اثرات منفی بسیاری بر جامعه می گذارد. شناخت علل و چگونگی تشکیل وکسترش این پدیده ناهنجار ارتباطات مجازی در کاهش و منترل آن کارساز است.
از این رو این تحقیق با هدف شناخت قالب های رایج شایعه و گفتمان شناسی آن در فضای مجازی انجام گرفت. روش تحقیق کیفی و از نوع تحلیل مضمون است. جامعه آماری مطالعات و تحقیقات اخیر در حوزه شایعه و فضای مجازیست که پس از تجزیه و تحلیل 30 داده ی علمی(مقاله، پایان نامه و طرح تحقیقاتی)، نتایج نشان داد: در رابطه با گفتمان و قالب سه مولفه اصلی : ساختارگفتمان – قالب و زمینه در تولید اغلب شایعات مشابه هستند و در ادامه نتایج به ترتیب زیر مقوله های؛ محتوای تغییر پذیر، باور پذیر بودن، گفتارعامیانه، بدون سند و غیر علمی بودن، نامشخص ، ابهام و اغراق آمیز بودن، گفتارآتشین و تلقین فاجعه ، قالب حقیقت جویی، انتقادی، آزادی خواهی، حقوق بشری، هیجانی و پیشگویانه همچنین موضوعات خاص، اجتماعی– مدنی، سیاسی و امنیتی در رابطه با «قالب های رایج و نوع گفتمان شایعه سازی در فضای مجازی» استخراج شد.

پنداشت مردم تهران از سلبریتی‌ها در عصر رسانه های مجازی

پنداشت مردم تهران از سلبریتی‌ها در عصر رسانه های مجازی

صفحه 132-77

https://doi.org/10.22054/nms.2024.72484.1535

احمد پاکزاد، سید نورالدین رضوی زاده، محمد رضا کلاهی

چکیده عصر ما عصر شهرت است و سلبریتی‌ها جنبه‌ای گریزناپذیر از زندگی روزمره ما هستند. با توجه به نفوذ و اقبال بالایی که سلبریتی‌ها در بین نسل جدید برخوردارند، فعالیت آن‌ها در سال‌های اخیر به یک چالش جدی در جامعه ایران تبدیل ‌شده است. بر این اساس، در تحقیق حاضر به مطالعه نگرش مردم تهران نسبت به سلبریتی‌ها پرداخته ‌شده است. روش پژوهش، از نوع اسنادی- پیمایشی و نمونه آن 384 نفر از شهروندان 15 سال و بالاتر ساکن شهر تهران بوده است که با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند. داده‌ها با کمک پرسشنامه، گردآوری و به‌وسیله نرم‌افزار SPSS تجزیه ‌و تحلیل شد. نتایج نشان داد 7/72 درصد پاسخگویان اخبار و حواشی مربوط به سلبریتی‌ها را پیگیری می‌کنند. «بازیگران سینما و تلویزیون»، «ورزشکاران» و «خوانندگان و نوازندگان داخلی» به ترتیب مهم‌ترین سلبریتی‌های موردعلاقه پاسخگویان بوده‌اند. «موفقیت در زمینه شغلی»، «مردمی بودن» و «موضع‌گیری‌های سیاسی و اجتماعی» از دلایل مهم علاقه‌مندی افراد به سلبریتی‌ها است. یافته‌های پژوهش حاضر همچنین نشان می‌دهد که اگرچه مردم اخبار و حواشی سلبریتی‌ها را پیگیری می‌کنند اما 9/68 درصد در حد «کم یا خیلی کم» و تنها 1/13 درصد در حد «زیاد یا خیلی زیاد» به سلبریتی‌ها گرایش دارند. نمره میانگین گرایش پاسخگویان به سلبریتی‌ها 6 از 20 می‌باشد که بیانگر گرایش پایین است.

تاثیر ویژگیهای فناوری یادگیری مبتنی بر وب بر سازه‌های مدل پذیرش فناوری دیویس

تاثیر ویژگیهای فناوری یادگیری مبتنی بر وب بر سازه‌های مدل پذیرش فناوری دیویس

صفحه 160-125

https://doi.org/10.22054/nms.2024.68618.1414

محمد احمدی ده قطب الدینی، محمد شرفی، اکبر جدیدی محمد آبادی

چکیده این مطالعه باهدف بررسی نقش ویژگی‌های فناوری‌های یادگیری مبتنی بر وب در پیش‌بینی سازه‌های مدل پذیرش فناوری دیویس در بین معلمان انجام گرفت. به این منظور از روش همبستگی استفاده شد و داده‌ها از 150 نفر از معلمان شهر انار به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده با استفاده از یک پرسشنامه اقتباس‌شده از مطالعات قبلی جمع‌آوری شد و با روش تحلیل مسیر تحلیل شد. نتایج نشان داد اثر مستقیم ویژگی­های فناوری مبتنی بر وب همچون سهولت فهم و سهولت یافتن بر سازه‌های سهولت و سودمندی ادراک‌شده کاربرد فناوری مثبت و معنی­دار است. همچنین نتایج نشان داد اثر مستقیم نیت رفتاری بر کاربرد واقعی، اثرات سودمندی ادراک‌شده و نگرش نسبت به کاربرد بر نیت رفتاری، اثر سودمندی ادراک‌شده بر نگرش نسبت به کاربرد، و اثر سهولت ادراک‌شده کاربرد فناوری بر سودمندی ادراک‌شده مثبت و معنی‌دار بود اما اثر سهولت ادراک‌شده کاربرد بر نگرش معنی‌دار نبود. نتایج واسطه‌ای نشان داد مسیر زنجیره‌ای سهولت یافتن، سودمندی، نگرش، نیت رفتاری و کاربرد واقعی و مسیر زنجیره‌ای سهولت یافتن، سودمندی، نگرش و نیت رفتاری مهم‌ترین مسیرهای پیش‌بینی کاربرد واقعی و نیت رفتاری کاربرد فناوری به‌وسیله معلمان هستند. این نتایج نشان داد باورها و نگرش معلمان بخصوص باور سودمندی ادراک‌شده و نگرش نسبت به کاربرد فناوری نقش مهمی در انتقال اثر سهولت فهم و سهولت یافتن فناوری بر کاربرد واقعی و نیت رفتاری کاربرد فناوری ایفاء می‌کنند.

زمینه‌های پذیرش بازاریابی رسانه‌های اجتماعی و تاثیر آن بر عملکرد شرکت‌های کوچک و متوسط(SME)

زمینه‌های پذیرش بازاریابی رسانه‌های اجتماعی و تاثیر آن بر عملکرد شرکت‌های کوچک و متوسط(SME)

صفحه 196-161

https://doi.org/10.22054/nms.2024.74787.1596

فاطمه معصومی، حسن بیابانی، ملیحه سیاوشی

چکیده با ظهور اینترنت فرصت‌های جدیدی برای شرکت‌های کوچک و متوسط ایجاد شده است تا بتوانند روش‌های نوین بازاریابی همچون بازاریابی رسانه­های اجتماعی را اتخاذ کنند. بررسی ادبیات مرتبط با بازاریابی رسانه‌های اجتماعی نشان داد که پذیرش این بازاریابی می­تواند تحت‌تأثیر ویژگی‌های شرکت و زمینه‌های داخلی و خارجی قرار بگیرد؛ بنابراین در این پژوهش که در دو مرحله و باهدف بررسی زمینه‌های پذیرش بازاریابی رسانه‌های اجتماعی و تأثیر آن بر عملکرد شرکت­های کوچک و متوسط انجام شد، ابتدا با مرور سیستماتیک مقالات منتشرشده در بازه زمانی 2010 تا 2021 عوامل تأثیرگذار بر پذیرش بازاریابی رسانه‌های اجتماعی از ادبیات استخراج شدند و مدل مفهومی تحقیق تدوین گردید. سپس داده‌ها با استفاده از پرسش‌نامه استاندارد از 143 شرکت کوچک و متوسط بخش خصوصی استان هرمزگان، جمع‌آوری گردید و مدل مفهومی تدوین‌شده با استفاده از روش مدل‌سازی معادلات ساختاری به‌صورت تجربی آزمون شد. نتایج این پژوهش نشان داد عوامل تکنولوژی، سازمانی و محیطی به­طور مستقیم بر پذیرش بازاریابی رسانه‌های اجتماعی تأثیر مثبت و معناداری دارند. همچنین عوامل تکنولوژی و سازمانی با واسطه‌گری متغیرهای سهولت استفاده درک‌شده و سودمندی درک‌شده بر پذیرش بازاریابی رسانه‌های اجتماعی به­طور مثبت و غیرمستقیم تأثیرگذار هستند. یافته‌ها همچنین نشان داد که پذیرش بازاریابی رسانه‌های اجتماعی بر عملکرد شرکت‌های کوچک و متوسط تأثیر مثبت و قابل‌توجهی دارد. با درنظرگرفتن این نتایج شرکت‌ها ‌هنگام پذیرش بازاریابی رسانه‌های اجتماعی جهت فراهم‌کردن آمادگی‌های داخلی و خارجی باید به نقش عوامل مؤثر بر این پذیرش توجه داشته باشند.

طراحی مدل تحول رسانه های اجتماعی در منابع انسانی

طراحی مدل تحول رسانه های اجتماعی در منابع انسانی

صفحه 232-197

https://doi.org/10.22054/nms.2024.67846.1391

معصومه بابایی، ابوالفضل دانایی، فرشاد فائزی رازی

چکیده پژوهش حاضر با نگاهی نو به طراحی یک مدل کاربردی در حوزه رسانه های اجتماعی با تمرکز بر نقطه تحول در منابع انسانی نگارش شده است. رویکرد پژوهش استفاده از یک مدل ترکیبی و تایید آن در طراحی مدل است. پژوهش در سه فاز انجام شده است. رویکرد فراترکیب در شناسایی شاخص های تحول رسانه های اجتماعی در منابع انسانی به شناسایی 98 پژوهش مرتبط با موضوع از سال 1975 تا 2021 و 34 شاخص انجامیده است. در فاز غربالگری محقق با رویکرد دلفی فازی و نظرات خبرگان تعداد 9 شاخص را در طراحی مدل تحول رسانه های اجتماعی در منابع انسانی ضروری دانستند. در همین فاز محقق با استفاده از رویکرد مدلیابی ساختاری- تفسیری، مدل پژوهش را طراحی کرده است. شاخص های حریم خصوصی، رسانه های تعاملی و اعتماد سازی بعنوان سنگ بنای مدل و تاثیرگذارترین شاخص ها شناسایی شدند. همچنین شاخص های تحول دیجیتال، مشارکت اجتماعی و ارتباطات نسلی در تحلیل MICMAC در ناحیه رابط قرار گرفته اند. نهایتا در فاز سوم محقق با استفاده از رویکرد اهمیت- عملکرد شکاف عمیقی را بین وضعیت موجود و مطلوب شناسایی کرده است. همچنین نتایج پژوهش به شناسایی چهار دوره مجزا در تحول رسانه های اجتماعی در منابع انسانی انجامیده است.

دیپلماسی توئیتری: مقایسه عملکرد حساب کاربری سفیر چین در تهران و حساب کاربری فارسی وزارت خارجه امریکا در زمینه شبکه سازی

دیپلماسی توئیتری: مقایسه عملکرد حساب کاربری سفیر چین در تهران و حساب کاربری فارسی وزارت خارجه امریکا در زمینه شبکه سازی

صفحه 276-241

https://doi.org/10.22054/nms.2022.59298.1159

محمدحسن شیخ الاسلامی، داود رضاپور

چکیده رشد و توسعه فناوری‌های ارتباطی در سال‌های اخیر سبب شده شبکه‌های اجتماعی به بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی روزمره تبدیل شوند و استفاده از این شبکه‌ها در راستای دیپلماسی عمومی و سایبر دیپلماسی افزایش پیدا کند. در این میان، توییتر به عنوان یکی از مهم‌ترین شبکه‌های اجتماعی موجود، به بستری مهم برای اجرای دیپلماسی عمومی تبدیل شده و پژوهش حاضر در تلاش است با معرفی دو شاخص نزدیکی به ساختار افقی شبکه‌های اجتماعی و استفاده از ظرفیت شبکه اجتماعی به منظور شبکه‌سازی، به بررسی و مقایسه عملکرد دو حساب کاربری سفیر چین در تهران و حساب کاربری وزارت امور خارجه آمریکا- فارسی، به عنوان نماد دیپلماسی توییتری دو کشور پیشرو در حوزه دیپلماسی عمومی و سایبر دیپلماسی، در قبال جمهوری اسلامی ایران بر پایه شاخص‌های تعریف شده و تحلیل داده‌های جمع‌آوری شده از شبکه اجتماعی توییتر بپردازد. بر مبنای پژوهش انجام شده ذیل شاخص نخست، میزان محافظه‌کاری و اعمال قدرت ساختار عمودی بر حساب کاربری وزارت خارجه آمریکا- فارسی در مقایسه با حساب کاربری سفیر چین در تهران کمتر بوده و در دیگر سو، عملکرد حساب کاربری سفیر چین در تهران در مقایسه با حساب کاربری وزارت خارجه آمریکا- فارسی در استفاده از قابلیت شبکه اجتماعی توییتر برای ایجاد ارتباط دو سویه از طریق رپیلای، مطلوب‌تر بوده است. در خصوص شاخص دوم نیز حساب کاربری سفیر چین در تهران هم به لحاظ کمی و هم به لحاظ کیفی، عملکرد بهتری در استفاده از ظرفیت شبکه اجتماعی توییتر برای شبکه‌سازی در مقایسه با حساب کاربری وزارت خارجه آمریکا- فارسی داشته است.

تحلیل گفتمان پیکره بنیاد اخبار «کرونا» در مطبوعات ایران

تحلیل گفتمان پیکره بنیاد اخبار «کرونا» در مطبوعات ایران

صفحه 317-277

https://doi.org/10.22054/nms.2022.61167.1214

آتوسا رستم‌بیک تفرشی

چکیده در این پژوهش با هدف بررسی چگونگی پوشش خبری همه‌گیری کرونا در مطبوعات خبری ایران از روش‌ توصیفی-تحلیلی و رهیافت تحلیل گفتمان پیکره‌بنیاد (بیکر، 2006) و نرم‌افزار تحلیل زبانی پیکره ورداسمیت (نسخه 6) استفاده شده است. پیکرۀ خبری مورد بررسی در یک بازۀ 9 ماهه (اسفند 1398 تا آبان 1399) به روش کراولینگ (خزش‌گر) از آرشیو الکترونیکی مطبوعات خبری منسوب به جناح‌های اصلاح‌طلب، میانه‌رو و اصول‌گرا در ایران تهیه شده است تا تفاوت پوشش خبری در سه دسته مطبوعات و در سه دورۀ زمانی سه ماهه تحلیل شود. بر مبنای نتایج، اخبار این بحران سه مضمون اصلی «جنگ با کرونا»، «مدیریت بحران» و «بازنمایی بحران» را در می‌گیرند. در این پژوهش به تحلیل گفتمان «جنگ با کرونا» پرداخته و نشان داده شد که از دال مرکزی و فضای گفتمانی «دفاع مقدس» و «جنگ تحمیلی» برای مفصل‌بندی این گفتمان استفاده شده است. کلیدواژه‌هایی چون سپاه، نیروهای بسیجی، جهادی، خط مقدم، مدافعان سلامت، شهدای سلامت، دشمن، شکست و ... در این گفتمان حضور پررنگ دارند. کرونا به مثابه «ویروسی منحوس» بازنمایی شده است که «می‌تواند ابزار دست دشمن شود و ایران نباید اجازه بدهد که توطئۀ دشمن به ثمر بنشیند». در گفتمان جنگ با کرونا واژۀ ترامپ نیز در مقام دشمن بسامد بالایی به ویژه در مطبوعات اصول‌گرا دارد. این بازنمایی از «جنگ با کرونا» در مطبوعات اصول‌گرا و به ویژه در بدو ورود این ویروس به ایران یعنی در خرده پیکرۀ دورۀ زمانی اول بیشتر مورد تأکید بوده و با گذشت زمان کم‌رنگ شده است.

رسانه‌های خبری و بررسی عاملیت مترجمین مطبوعاتی در بازتعریف روایی از بیماری کرونا در ایران

رسانه‌های خبری و بررسی عاملیت مترجمین مطبوعاتی در بازتعریف روایی از بیماری کرونا در ایران

صفحه 347-319

https://doi.org/10.22054/nms.2022.55222.1044

مهدی لطیفی شیره جینی، محمود افروز

چکیده اواخر سال 2019 ویروس کرونا در چین ظاهر شد. این بیماری در تمام دنیا شرایط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را به شدت تحت تاثیر قرار داد. بدین ترتیب موقعیتی فراهم آمد تا جناح‌ها، سازمان‌ها و حکومت‌ها به دنبال بهره‌برداری سیاسی از شرایط به وجود آمده باشند. رسانه یکی از ابزارهایی بود که نهادهای مختلف سیاسی را در رسیدن به اهداف ایدئولوژیک یاری می‌رساند. حال این تحقیق در نظر دارد تا با استفاده از نظریه روایت مونا بیکر ، دخالت ایدئولوژیک مترجمین در ترجمه متون خبری و همچنین تاثیر ترجمه بر تنش‌های سیاسی به واسطه بازتعریف روایی از شرایط بیماری کرونا در ایران را مورد بررسی قرار دهد. به همین منظور 180 متن خبری فارسی به همراه ترجمه انگلیسی آن‌ها از تارنماهای خبرگزاری‌های خارجی جمع‌آوری شدند. بعد از تحلیل داده‌ها به واسطه راهبردهای قاب‌بندی نظریه بیکر مشخص شد که نقش مترجم به هنگام بروز یک بحران بسیار مهم است و عملکرد مترجم می‌تواند جامعه را به سمت ثبات یا عدم ثبات اجتماعی سوق دهد. همچنین مشخص شد که نقش مترجم در ایجاد و یا بازتعریف هویت سیاسی و اجتماعی بسیار پررنگ است. بعلاوه ضرورت اطلاع مخاطب از نقش ترجمه و مترجم در بازتعریف روایی داستان از دیگر یافته‌های مهم این تحقیق بود.

کرونا در توییتر و اینستاگرام: تحلیل قالب‌های گفتمانیِ تولیدشده توسط کاربران در دوران همه‌‌گیری ویروس کرونا

کرونا در توییتر و اینستاگرام: تحلیل قالب‌های گفتمانیِ تولیدشده توسط کاربران در دوران همه‌‌گیری ویروس کرونا

صفحه 396-349

https://doi.org/10.22054/nms.2022.57484.1103

حسین کرمانی، امیرعلی تفرشی، امیر محمد قدسی، علیرضا بیات ماکو، علی آتش زر

چکیده این مقاله تلاش می‌کند تا گفتمان‌های شکل‌گرفته در دوران همه گیری کرونا در توئیتر و اینستاگرام در ایران را شناسایی و تحلیل کند. با مبنا قرار دادن دیدگاه‌های فوکو درباره گفتمان و قدرت، ما علاوه بر شناسایی گفتمان‌های مسلط در این دو رسانه اجتماعی، نسبت آن‌ها با روابط قدرت در ایران را نیز تحلیل خواهیم کرد. این پژوهش با استفاده از روش‌‌های ترکیبی انجام شده است. بر اساس روش کدگذاری دو مرحله‌‌ای سالدانا، ما نمونه معرفی از 4 میلیون و 165 هزار و 177 توئیت و 4 میلیون و 919 هزار و 839 پست اینستاگرامی که از یک بهمن 1398 تا 10 اردیبهشت 1399 گردآوری شده بود را تحلیل کردیم. یافته‌های تحقیق نشان داد که در مجموع 71 گفتمان خرد و 16 گفتمان کلان در این دو رسانه اجتماعی شکل گرفته‌اند. تحلیل گفتمان‌های مسلط نیز نشان داد کاربران اینستاگرام عمدتا رویکردی غیرسیاسی‌تر و انتقادی‌تر نسبت‌‌به همه گیری کرونا در ایران داشته‌‌اند. به‌‌علاوه، در حالی‌که گفتمان بی‌کفایتی حکومت، در توئیتر، مسلط‌ترین گفتمان بوده، این گفتمان نتوانسته در اینستاگرام، جزو گفتمان‌های مسلط قرار گیرد. از طرف دیگر، گفتمان «قصور مردم» در اینستاگرام، جزو گفتمان‌های مسلط بوده ولی در توئیتر چندان مورد توجه نبوده است.

مطالعه نحوه میانجیگری والدین درمواجهه بافضای رسانه

مطالعه نحوه میانجیگری والدین درمواجهه بافضای رسانه

صفحه 444-397

https://doi.org/10.22054/nms.2023.68169.1399

فریبا سیدان، فاطمه انگورج تقوی

چکیده رسانه‌های نوین، از طریق ترویج الگوهای متفاوت تعامل اجتماعی و امکان دسترسی به اطلاعات وسیع، چشم‌اندازهای جدیدی به روی اعضای خانواده گشوده و با فراهم کردن فرصت‌های جدید برای فعالیت مشترک، تأثیرات شگرفی بر ارتباطات اعضای خانواده گذاشته است. بررسی میانجی‌گری و نحوه مواجهه والدین با فضای مجازی، نه‌تنها به طرح راهکارهایی نوین در آموزش رسانه‌ای والدین کمک نموده، بلکه عرصه‌های جدیدی در مطالعات رسانه، به‌ویژه در حوزه خانواده بازمی کند. هدف اصلی این مقاله، مطالعه نحوه میانجی‌گری و تعاملات والدین در به‌کارگیری و استفاده فرزندان از امکانات فضای مجازی، حدود و مرزهای فعالیت با فناوری‌های ارتباطی و مهارت‌های لازم در فضای رسانه است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شده است. نمونه تحقیق، مشارکت‌کنندگان بالقوه از والدین در سطح شهرکرج بودند. با در نظر گرفتن اهمیت حداکثر تنوع در نمونه تحقیق و محدودیت‌های موجود برای انجام مصاحبه، ملاک‌هایی برای انتخاب چارچوب نمونه در نظر گرفته شد. با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند (برمبنای معیارهای انتخاب) و نظری، بعد از مصاحبه نیمه ساختاریافته با 15 نمونه والد، اشباع مضمونی حاصل شد. یافته‌های این پژوهش از 57 اظهار مهم غیرتکراری و غیرهمپوشان، ذیل 4 «مضمون کلی» شامل توانمندی رسانه­ای والدین، «میانجی‌گری محدودکننده»، «میانجی‌گری دیده‌بان»، «میانجی‌گری فعال»، 10«مضمون فرعی» و 43 «واحد معنایی فشرده» به دست آمدند. نتایج نشان داد مهارت‌های رسانه‌ای والدین شامل راهبردهایی است که به آنان امکان می‌دهد به‌طور مؤثر با محیط رسانه‌ای و استفاده کودکان و نوجوانان روبرو شوند. باتوجه به انواع استراتژی‌های میانجی‌گری‌های محدودکننده، دیده‌بانی و فعال، در تعاملات پیچیده والد-کودک، بسیاری از عوامل زمینه‌ساز فردی مداخله کرده و استراتژی‌های میانجی‌گری، با تغییرات رفتارهای دیجیتالی کودکان متغیربوده، و تابعی از رشد و فعالیت آنان در فضای مجازی است؛ بنابراین نحوه مواجهه والدین با فضای رسانه، منحصر به یک استراتژی میانجی‌گری نبوده، و ممکن است به‌منظور مداخلة رسانه‌ای، والدین از چند روش استفاده کنند. نه‌تنها والدین بر رفتارهای کودک تأثیرگذارند، بلکه رفتار واقعی کودک یا توانمندی‌های دیجیتالی وی نیز رفتار آنان را متأثر نموده، به‌نحوی‌که رویکرد میانجی‌گری خودرا، باتوجه به فعالیتی که کودک انجام می‌دهد، اتخاذ می‌کنند.

تحلیل تجربه زیسته ورزشکاران حرفه‌ای در شبکه اجتماعی اینستاگرام

تحلیل تجربه زیسته ورزشکاران حرفه‌ای در شبکه اجتماعی اینستاگرام

صفحه 473-445

https://doi.org/10.22054/nms.2022.43034.752

فرید گنجی، سردار محمدی

چکیده چکیده
پژوهش حاضر با هدف تحلیل تجربه زیسته ورزشکاران حرفه‌ای در شبکه اجتماعی اینستاگرام صورت گرفت. روش تحقیق به صورت کیفی (پدیدارشناسی) انجام شد. جامعه پژوهش حاضر را ورزشکاران حرفه‌ای بود که سابقه بیشتر از دوسال عضو بودن در شبکه اجتماعی اینستاگرام را داشتند. نمونه گیری به روش هدفمند صورت و گردآوری داده‌ها تا رسیدن محقق به اشباع نظری صورت گرفت (2+7). جهت گردآوری داده‌ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. همچنین برای تجزیه و تحلیل داده‌های حاصل از مصاحبه از تحلیل مضمون استفاده شد. در نهایت مضمون‌های اصلی پس از مراحل ادغام، تلفیق و حذف (تکنیک‌های مناسب جهت تصمیم درست) سایر مضمون‌ها صورت گرفت و محقق مضمون-هایی را انتخاب کرد که بهره‌گیری از آن‌ نتایج ثمربخشتری در تحقیق دارد. یافته‌ها شامل سه تم اصلی: لایک کردن و کامنت گذاشتن، فالو کردن، به دست آوردن طرفدار بود. جهت تجزیه و تحلیل داده‌های حاصل از مصاحبه از نرم افزار دسته بندی و طبقه بندی داده‌های کیفی ان ویوو نسخه 10 استفاده شد.

نقش شبکه های اجتماعی مجازی در روابط زوج‌های مراجعه کننده به دادگاه خانواده

نقش شبکه های اجتماعی مجازی در روابط زوج‌های مراجعه کننده به دادگاه خانواده

صفحه 510-475

https://doi.org/10.22054/nms.2023.68821.1419

فرید احمدراد، محسن جدیدی، محمدباقر صابری زفرقندی، سمانه السادات سرکشیکیان

چکیده شبکه‌های اجتماعی مجازی با روند انفجار اطلاعاتی که در پیش گرفته اند، بیشترین شباهت را به جامعه انسانی پیدا کرده و تبدیل به عامل مهم و تاثیر گذاری در روابط زوج‌ها شده است. هدف پژوهش حاضر شناسایی نقش فضای اجتماعی مجازی در روابط زوج‌های مراجعه کننده به دادگاه خانواده، خصوصاً تاثیر آن بر کارکرد خانواده و سلامت روان آنها بود. پژوهش حاضر در زمره‌ی پژوهش‌های کیفی بود و جهت تحلیل اطلاعات از سه نوع کدگزاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد. جامعه آماری مطالعه‌ی حاضر شامل زوج‌های مراجعه‌کننده به دادگاه‌های خانواده بود، که به ‌صورت هدفمند نمونه‌گیری شدند و مورد مصاحبه قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده در مطالعه‌ی حاضر مصاحبه‌ی ساختمند و نیمه ساختمند بود. از تحلیل مصاحبه‌های صورت گرفته ۲۰۷ کد باز به دست آمد که در این میان 8 تم اصلی برای بیان تجارب زیسته‌ی مصاحبه شونده‌ها استخراج‌شدند که شامل: «اعتیاد به اینترنت»، «پوشاندن خلا احساسی و ذهنی» و ... بود. ماحصل مطالعه نشان داد که فضای اجتماعی-مجازی در فرآیند جامعه‌پذیری و جامعه‌پذیری ‌مجدد زوج‌ها نقش مهمی را ایفا می-کنند؛ که در کنار سایر عوامل، موجب تثبیت نگرش‌ها و تفکرات مختلف شده و همچنین تاثیر قابل ملاحظه‌ای بر سلامت روان آن‌ها می‌گذارند. ماحصل‌کلام می‌توان نتیجه گرفت استفاده بی‌رویه از رسانه ها به خصوص فضای مجازی اجتماعی، می تواند آغازگر آسیب‌های متعددی از جمله وابستگی مفرط به فناوری، جدایی و احساس تنهایی، اعتیاد اینترنتی، افسردگی و احساس بی حوصلگی، روانی، جسمی، اقتصادی و... در زوج‌ها شود.